چهارشنبه، اردیبهشت ۰۵، ۱۳۸۶

روزهای فرهنگی!
این روزها اگر کسی از بیرون به حال و هوای زندگیم نگاه کند همه چیز برایش معمولی است دانشگاه میرم، لاک پشت وار پروژه ام را جلو میبرم، فیلم میبینم، کتاب میخوانم، یک زندگی روتین اما برای خودم تمام این چیزها تازگی دارد برای من لذت این کتاب خواندن و فیلم الان از همیشه بیشتر است چون طبق یک عادت مسخره وقتی اوضاع اعصابم به هم ریخته باشد تمام زندگیم قفل میکنه و تعطیل میشه، اما حالا همین کارهای کوچیک برای من حکایت از سرخوشی این روزها داره که داریم هر دو، توش یاد میگیرم لحظات رو قبل از تبدیلش به بحران کنترل کنیم.
فیلم اخراجی ها رو دیدم، هیچ چیز نبود جز هجو، نمی دونم ده نمکی چرا به این فیلمش افتخار میکنه، علاوه بر اینکه 5 شنبه شب که سینما آفریقا بودیم ظاهرا ده نمکی و شریفی نیا هم مهمان ویژه بودند و من چقدر دوست داشتم نظر ده نمکی رو درباره نقدر منصفانه و حرفهاش توی روزنامه شلمچه و ... بشنوم که نشد.
فیلم 300 رو هم دیدم جدا از توهین آمیز بودن و نبودن فیلم، خیلی کودکانه بود منطق فیلم به شدت مسخره بود و من همش یاد بازی های کامپیوتر می افتادم که روی قسمت ایزی تنظیم شده و هر بازیکن میتونه هزارا نفر رو بکشه و تازه مرحله به مرحله هم یه غول وارد بازی میشه،از معدود فیلم های بود که به زور تا آخر تماشا کردم اون هم فقط به خاطر منطق مسخره داستان.
کتاب بادبادک باز رو هم خوندم، داستان قشنگ و سبک روونش رو دوست داشتم اما مهتر از اون چیزیه که بعدش کشف کردم،کاری که مدتها بود میخواستم انجام بدم و نمیشده، شروع کردم تو هر فرصتی که بدست میارم، تو ترافیک ، تو ماشین، تو خونه، هر جا که بشه کتاب رو برای آقای همسر میخونم و عجیب لذت بخش اینکار و به شدت اثر خوبی داره تو رابطه دو طرفه، حتما امتحان کنید و حالش رو ببیرید.

برچسب‌ها:

1 comments ....................................................................................................

Comments:
test
 
ارسال یک نظر