|
یکشنبه، فروردین ۲۶، ۱۳۸۶
●
نيمه تاريک
3 comments
.................................................................................................... تازگی ها یک نیمه خبیث خودم رو کشف کردم که عجیب تمایل به آزار و تلافی پیدا کرده مخصوصا برای کسانیکه جلوم نقش بازی میکنند، همزمان با اینکه من دارم یه لبخند میزنم که آره عزیزم حرفت رو باورکردم و به روم نمیارم که میدونم تمام حرفات دروغه اون نیمه خبیثم یه پوزخند میزنه و شروع میکنه به طرح یه برنامه که به طرفم نشون بده نمیتونی من رو احمق فرض کنی و در بری، نمی دونم شاید قبلا هم این بعد از شخصیتم رو داشتم ولی تازگی ها خیلی داره برای خودش جلون میده و بدتر هم اونه که منم دارم از کاراش لذت میبرم، خسته شدم از بس هی یه سری چیزهایی رو فهمیدم بعد مجبور شدم جلو خودش یا خانوادش لبخند بزنم که آره عزیزم تو همون مریم مقدسی هستی که میگی!!! فعلا که این روزها روزهای نیمه پنهان شخصیتمه و من بسی حال میکنم باهاش!
پ. ن 1: فکر کنم این اولین بعد منفی شخصیتمه که تو زندگی خودم تاثیری نذاشته یعنی این بعد مخفی شخصیتم هیچ وقت تو زندگیم نبوده و همیشه هر کاری که تو رابطه دو طرفمون کردم کاملا رو بوده یعنی من حتی موقع دعوا با آقای همسر هم متذکر میشم که آهای این رفتار من تلافیه فلان کارته ها :)) پ. ن 2: من هیچ وقت نتونستم این تضاد رو تو شخصیت خودم حل کنم که چه جوری بین احترام به عقاید یک نفر و دروغ گقتنهاش فرق بزارم، در عین اینکه به شدت معتقدم به احترام به عقیده یه نفر و اینکه اگه با این دید به همه نگاه نکنه که هر کی نظر من رو نداشت احمقه، میتونم دوست خودم بدونمش، با اینکه خودم آدمی رو ادعا کنه دوستی از جنس مخالف نداره یا رابطه با اون رو نفی کنه عجیب میدونم، اما همیشه خدا هم وقتی کسی جلوم نقش بازی کنه که نه من خیلی خوبم و هیچ دوستی ندارم بعد تو از دونه دونه قرارها و کارهاش خبر داشته باشی خیلی باید جلو خودم رو بگیرم که بتونم همچنان باهاش محترمانه برخورد کنم،و این جور وقتا اون نیمه پلیدم خیلی دوست داره کاری کنه که این مقدس نمایی ظاهری تبدیل به یه مقدس نمایی واقعی بشه تا طرفم حسابی بفهمه معنی این کارش رو، نمی فهمم کسایی رو که هم دوستی که لازمه هر آدمیه رو دارند و هم مقدس مآبی میکنند!!!! برچسبها: روزانه □ نوشته شده در ساعت ۶:۰۱ ب.ظ. توسط پاني
Comments:
به نظرم يك اظهار نظر دروغ نمي تونه برآمده از اعتقادات يك نفر باشه پس طبعا قابل احترام هم نيست ولي شنيدنش ماليات نداره!!!
سلام .. زيبا بود نوشتتون در سبک خودش ... اميدوارم که باز هم شاهد نوشته ای ديگر از شما باشم ...
ارسال یک نظر
(شما هم اگه دوست داشتی به کوير دل ما هم سری بزن .. خوشحال ميشويم از ديدن رد پايت بر روی ريگهای بيابانيم ...) ------ با تبادل لينک چطو ر ..؟ موافق اگر بودی و از کويرکده ی دلم خوشت خوشت اومد خوشحالتر ميشم اگه رد پايی از من در .... تو بماند يادگار .. ---------------------------- یه گروه هم هست که من و جمعی از دوستان اونجا جمع شدیم به نوعی با هم در ارتباطیم به نام پابرهنگان .. آدرسش اینه ..> http://groups.yahoo.com/group/paberehnegan خوشحال میشم که آنجا هم ببينيم شما را
|
لينکستان
وبلاگ شهر
آرشيوستان
اوت 2006
نوامبر 2006
دسامبر 2006
ژانویهٔ 2007
فوریهٔ 2007
مارس 2007
آوریل 2007
ژوئن 2007
اوت 2007
سپتامبر 2007
اکتبر 2007
ژانویهٔ 2008
فوریهٔ 2008
مارس 2008
آوریل 2008
مهٔ 2008
ژوئن 2008
ژوئیهٔ 2008
اوت 2008
سپتامبر 2008
اکتبر 2008
نوامبر 2008
دسامبر 2008
ژانویهٔ 2009
فوریهٔ 2009
ژوئیهٔ 2009
|