شنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۸۷

غير منتظره
قرارداد اجاره شهريور تموم ميشه اما چون نمي خواستيم کارها رو بزاريم براي دقيقه آخر تصميم گرفتيم از الان آخر هفته ها بگرديم دنبال خونه، بعد تو سومين روز گشتن و دومين خونه اي که ديديم همه چي اوکي شد و يه خونه خوشگل پيدا کرديم و چون صاحبش همش يه هفته ايرانه، ديروز قرارداد بستيم و فردا هم تحويل خونه است، الانم نشستم توي يه فضاي يک متر در يک متر وسط کارتن اسباب ها و براي خودم وبلاگ مي نويسم، خلاصه که شايد نباشم چند روز حالا اين وسط بابا هم بيمارستانه، پنجشنبه هم بعد از قرني مهمونيه دوستمه، ديگه همين فردا پس فردا زنگ بزنن بگن پاشو بيا سرکار قشنگ سپلشت آيد و زن زايد و مهمان ز در آيد ميشه، الان فقط کم مونده برم دکتر بگه يه ني ني هم داره مياد!

توي همه اين شلوغ پلوغي ها، اين مطلب اليزه به شدت توصيه ميشه، بخونيدش حتما.

برچسب‌ها:

....................................................................................................