پنجشنبه، فروردین ۲۹، ۱۳۸۷

توضيحي بر جزييات يک رابطه
با ديدن کامنت هاي اين پست و حرف هاي بقيه ديدم يه توضيحي رو اينجا بدم بد نيست. من اصولا نمي خواستم بگم اين بدن بدون مو داشتن برام شده دغدغه؛ البته شايد يه موقعي بود مخصوصا اون اوايل اما الان قطعا ديگه اينجوري نيست چون شدني نيست کلا. اصل هم خونه شدن يعني همين پذيرفتن هم ديگه همون جوري که هستي، اين پروسه وقت گير اپلاسيون کامل هم کلا فکر نکنم بيشتر از ماهي يک بار عملا ممکن باشه حالا چه به دليل زيبايي چه بهداشتيش. با اين نوشته بيشتر از اون که بخوام بگم بدن بدون مو خوبه يا نه مي خواستم بگم توي روزهايي که توخود واقعيت هستي همون جوري که هستي، اينکه بيبني هنوز هم کسي هست که تو رو به همون شدت بخواد چقدر لذت بخشه و اينکه چقدر مهمه آقايون بعد از ازدواج درک کنند اين رو.
ولي کلا خيلي خوشحالم از اين بحث اين روزهاي وبلاگستان خواهشا هم واقع بين باشيد و نگيد از اين حرف ها نوشتن مزخرف و يا پاي اسلام رو وسط نکشيد (شد يه بار يه بحثي يه جايي باز بشه آخرش يه نفر نياد کل بحث رو بدون دلايل عقلي رد کنه فقط چون اسلام ميگه). مطمئن باشيد اگه اين بحث دغدغه خيلي ها نبود تو اين روزها اينقدر داغ نميشد.
پ.ن : اين دو بحث (+و+)رو هم از خانوم شين بخونيد و اين بحث از يک زن رو و اين پست انار. کل پرونده اين بحث ها اينجا هست.
پ.ن2: از اين اسباب کشي که راحت بشم خيلي حرف ها هست که راجع به اين دو پست خانوم شين مي خوام بنويسم اينو نوشتم که يادم بمونه.
پينوشتي بر پ.ن2: اين پست بهاره تمام حرف هايي رو که مي خواستم راجع به پست هاي خانوم شين بنويسم خيلي کاملتر و بهتر گفته، پس بخونيدش که رسما معرکه است اين پست.

برچسب‌ها:

....................................................................................................