|
سهشنبه، آبان ۲۱، ۱۳۸۷
●
پيشي
.................................................................................................... الان حدود دو ماهي ميشه که گربه اي که تو ساختمون ما زندگي ميکنه بچه دار شده و سه بچه گربه ملوس هر روز توي ساختمون واسه خودشون جلون ميدادن و تو راه پله ها براي خودشون بالا پايين مي رفتن و ياد گرفته بودن بيان پشت در خونه ما سر و صدا کنن و غذا بخوان. تا اينکه هفته پيش يکي از بچه گربه ها يهويي فلج شد و بعد از چند روز مرد. دو سه روز بعد هم يکي ديگشون دوباره فلج شد و مدام هم از درد ناله ميکرد و صداش تو ساختمون مي پيچيد. بعد از کلي اين در اون در زدن يه مرکز دامپزشکي پيدا کرديم و به صورت خيريه حيوانات رو درمان ميکنه و زير نظز سازمان حمايت از حقوق حيواناته. وقتي بچه گربمون رو برديم پيشش دکترش گفت سيستم عصبيش مادرزادي مشکل داره و احتمال خوب شدنش کمه اما قبول کردن که نگش دارن و اگه ديدن خوب نميشه با داروي بيهوشي راحتش کنن که حداقل اينقدر درد نکشه. حالا اين گربه ما مونده و يکي ديگه از بچه هاش که هر شب مامانه دستش رو ميندازه رو گردن بچش و ميخوابوندش!
اينم يه چند تا عکس از اين گربه ما عکس مادر بچه ها ![]() اين اولين بچه اي بود که مرد و از همه هم بيشتر با من رفيق بود ![]() عکس اون دوتاي ديگه که ظاهرا به باباي بچه ها رفتن! اون بچه گربه پاييني هم همين ديروز مرد و حالا فقط يکي ديگشون مونده :( ![]() پ.ن: اينم آدرس اون کلنيک دامپزشکي: سعادت آباد - ميدان فرهنگ - ابتداي بلوار 24 متري- پلاک 2 برچسبها: روزانه, گربه وارانه □ نوشته شده در ساعت ۱:۳۰ ق.ظ. توسط پاني
|
لينکستان
وبلاگ شهر
آرشيوستان
اوت 2006
نوامبر 2006
دسامبر 2006
ژانویهٔ 2007
فوریهٔ 2007
مارس 2007
آوریل 2007
ژوئن 2007
اوت 2007
سپتامبر 2007
اکتبر 2007
ژانویهٔ 2008
فوریهٔ 2008
مارس 2008
آوریل 2008
مهٔ 2008
ژوئن 2008
ژوئیهٔ 2008
اوت 2008
سپتامبر 2008
اکتبر 2008
نوامبر 2008
دسامبر 2008
ژانویهٔ 2009
فوریهٔ 2009
ژوئیهٔ 2009
|