جمعه، آذر ۰۸، ۱۳۸۷

شهر شلوغ
مهم نيست چه اتفاقي افتاده، فرض کن يکي از هزاران اتفاقي که روزانه دور و برمون ميفته فکر کن يکي که بي منطقه چون نتوسته منطقش رو ثابت کنه خواسته با زور بازوش منطقش رو به کرسي بشونه، فکر کني ميري کلانتري شکايت کني که حداقل يکم چشمش رو بترسوني که ديگه نخواد اينکار رو بکنه اما جواب ميشنوي که تو که چيزيت نيست اين سر و وضعي که من ميبينم ديه اش فوقش بشه 40- 50 تومان. مي پرسي يعني فقط ديه است هيچ ضمانت قانوني براي عدم تکرار وجود نداره و جواب ميشنوي اينجا قانون جمهوري اسلاميه، همينه که هست. (نقل به مضمون) ميگي يعني اگه توانايي پرداخت ديه رو داشته باشي ميتوني هر بلايي ميخواي سر کسي بياري و يه لبخند جواب ميگيري. ميگي تهديد جاني شدي، جواب ميشنوي که تا جرمي صورت نگيره کاري نميشه کرد.

پ.ن: من سالمم ها اما به غير از اون تيکه زور بازو! تو بقيه ماجراحضور فعال داشتم.

برچسب‌ها: ,

....................................................................................................