جمعه، دی ۰۱، ۱۳۸۵

ی مثل یلدا ت مثل تنهایی
یلداست، میدونی؟ امشب مثل همه این سه ماه قبل تو خوابی و من دوباره تا صبح بیدارم و میشمارم. فکرش رو که بکنی امشب هم فرقی با بقیه شب ها ندارد اما امشب دل من بیشتر شکسته. هر بار که دعوا میشه این ترک عمیق تر میشه. می دونم که اینبار من مقصر بودم اما دست من نیست زخم غمیقی که توی دلم خیلی زود سر باز میکنه با یه تلنگر کوچیک با یه اتفاق ساده همه تلخی های لحظه هایی که داشتم میاد جلو چشمم و بعد دیگه نمیشه، نمیشه که تلخ نباشم.
امشب یلداست شب با هم بودن شب ما اما نیست میشد که باشه اما نیست:((

برچسب‌ها:

0 comments ....................................................................................................