چهارشنبه، اسفند ۰۲، ۱۳۸۵

?????which mode
به شدت حسودم نسبت به آدمایی که احساساتشون برای خودشون کاملا معلوم، برام شده یه آرزو که علت این همه تغییر مدهای بی علتم رو بفهمم، ظاهر همه چیز خوبه اما نمیفهمم یهو چه مرگم میشه اینقدر سعی کردم که نزارم احساساتم رو بشه که برای خودم هم چند لایه شدم باید کلی زیر و رو کنم خودم رو تا بفهمم چمه. علی القاعده حالا که اتفاق خاصی نیفتاده نباید اینقدر سرگردون و کلافه باشم اما واقعا نمیفمم چی شده از اون بدتر که هر چه قدر هم سعی میکنم تو این حالت نزارم تو چیزی بفهمی و حرفام نیشدار نباشه نمیشه به تلاش مذبوحانه ای می افتم تماشایی. به شدت دوست دارم یکی پیدا یشه شخصیتم رو تا ریزترین جزوش حلاجی کنه و بهم بگه ببین اینجوریه تو الان به این خاطر که این مدلی شدی. نیست، محال، ناممکن، خودمم موندم تو این احوالات مزخرف خودم!!!!!!

برچسب‌ها:

0 comments ....................................................................................................