|
جمعه، اسفند ۱۸، ۱۳۸۵
●
روزهای گزنده
0 comments
.................................................................................................... برای من امروز روز خوبی نبود یا بهتر بگم روزم خوب تموم نشد، ظهر رفتیم دم مجلس که البته ما آخر مراسم رسیدیم و اون موقع دیگه هیچ خبری از درگیری نبود و فقط به شدت منطقه پر از نیروهای ناجا بود، عصر هم که جلسه سازمان دانش آموختگان، تا اینجا خوب بود روز خوبی بود دوستش داشتم، اما لعنت به وقتی که دوست داشتن فردی برات وابستگی ایجاد کنه توقع ایجاد کنه و اوضاع اونجوری نشه که تو میخوای، برگشتن از محل مراسم تا سر معلم رو پیاده رفتم و فقط داشتم سعی میکردم جلو هجوم این همه فکر رو بگیرم، نشد:(
دوست ندارم این روزها رو، سرده، حال و هوای دلم، زندگیم، به گزندگی حال و هوای همین روزهاست، فقط منتظرم تموم بشه همین. برچسبها: زندگي □ نوشته شده در ساعت ۱۲:۵۶ ق.ظ. توسط پاني
Comments:
ارسال یک نظر
|
لينکستان
وبلاگ شهر
آرشيوستان
اوت 2006
نوامبر 2006
دسامبر 2006
ژانویهٔ 2007
فوریهٔ 2007
مارس 2007
آوریل 2007
ژوئن 2007
اوت 2007
سپتامبر 2007
اکتبر 2007
ژانویهٔ 2008
فوریهٔ 2008
مارس 2008
آوریل 2008
مهٔ 2008
ژوئن 2008
ژوئیهٔ 2008
اوت 2008
سپتامبر 2008
اکتبر 2008
نوامبر 2008
دسامبر 2008
ژانویهٔ 2009
فوریهٔ 2009
ژوئیهٔ 2009
|