دوشنبه، اسفند ۲۸، ۱۳۸۵

درد
مشکل اینجاست که حرفها، قولها، استدلال ها، گریه ها، حرف های عاشقانه همه و همه و همه تکراری شده حرفهایی که از سر پشیمونی میگی، همش رو حفظم و از اون بدتر اینکه میدونم یادت میره، خیلی زود، نمیتونم دوباره باورشون کنم ، دردهایی که دارم نمیزاره کارات یادم بره، امشب وقتی اومدی و گفتی بزار حرفات رو از چشات بخونم، اونقدر تو چشمام درد و بغض دیدی که هر چقدر هم که خواستی بگی پشتش چیز دیگه ای هم هست نتونستی و فقط آروم سرت رو انداختی پایین و رفتی.

پ.ن: تعطیلات مزخرف میدونستم برای من چیزی به جز کلافگی و سر در گمی نداره

برچسب‌ها:

1 comments ....................................................................................................

Comments:
گل گلم. من كه تنهات نمي ذارم توي عيد. كلي كاراي هيجان انگيز مي كنيم. تازه شايدم تو آشتي كني و حداقل واسه اين چند روز عيد اوضاع بهتر بشه.
همه چيز درست ميشه :* غصه نخور
 
ارسال یک نظر