|
یکشنبه، دی ۲۳، ۱۳۸۶
●
My own home
2 comments
.................................................................................................... برای منی که تو تموم این سه سال همیشه ترجیح میدادم وقتی قراره جایی باشم فورا میومدم خونه بابا و مامانم و اونجا همیشه برام آرامش بخش بوده و خیلی کم پیش اومده که تو خونه خودمون تنها بمونم حس جالبیه که امشب که آقای همخونه رفته سفر و من اومدم خونه مامان و بابا مدام ته دلم داره قلقلک میاد که کاش خونه خودمون مونده بودم!
هووووووووووووم انگار منم بالاخره دارم خونه خودم رو پیدا می کنم :) پ.ن: دلم چقدر برای این صفحه سفید دوست داشتنی تنگ شده بود برچسبها: زندگي □ نوشته شده در ساعت ۳:۵۶ ق.ظ. توسط پاني
Comments:
|
لينکستان
وبلاگ شهر
آرشيوستان
اوت 2006
نوامبر 2006
دسامبر 2006
ژانویهٔ 2007
فوریهٔ 2007
مارس 2007
آوریل 2007
ژوئن 2007
اوت 2007
سپتامبر 2007
اکتبر 2007
ژانویهٔ 2008
فوریهٔ 2008
مارس 2008
آوریل 2008
مهٔ 2008
ژوئن 2008
ژوئیهٔ 2008
اوت 2008
سپتامبر 2008
اکتبر 2008
نوامبر 2008
دسامبر 2008
ژانویهٔ 2009
فوریهٔ 2009
ژوئیهٔ 2009
|