یکشنبه، بهمن ۲۱، ۱۳۸۶

چرک نويس!
نميشه، هر کاري ميکنم اون چيزي که ميخوام در نمياد هر وقت ميخوام لحظه هاي قشنگ و نابم رو بنويسم بعد چند خط نوشتن ولش ميکنم چون ميبينم که نتونسته اونقدري که واقعا از داشتن اون حس از بودن تو اون لحظه خوشحال بودم حسم رو به نوشته هام منقل کنم، نوشته هاي درفت شدم رو هم که نگاه ميکنم همشون از دو سه خط بيشتر نشده. براي همينم هست که اين وبلاگ اينقدر تلخ شده از بيرون که به خودم نگاه ميکنم ميبينم که زندگيم اصلا مثل اين وبلاگ سياه مطلق نبوده الان خيلي وقته که بخش­هاي سفيدش خيلي زياد شده براي همين هم هست که تعداد پست هام خيلي خيلي کم شده. نوشته هاي قبليم رو که ميخونم ميبينم حتي حس هاي بدم هم خيلي از اون چيزي که اينجا نوشته بودم بيشتر و پررنگ تر بوده اما خب کي دلش به حال خوب منتقل نشدن حس هاي بدش مي سوزه!! اما روزاي خوب، لحظه هاي شاد، شب هاي داغ و خنده­هاي از ته دل رو دلم نمياد ناقص منتقل کنم براي همينم همش هي ميره تو پستوي ذهنم، اشکال نداره اينجا شده چرک نويس ذهنم :)
شاد نوشتن يا بهتر بگم از شادي نوشتن رو اصولا اين خانومه خيلي خوب بلته ;)

برچسب‌ها:

0 comments ....................................................................................................