دوشنبه، خرداد ۱۳، ۱۳۸۷

عنوان؟ ندارد
بدترين اثر اين حرف ها آن است که من تا مرز جنون عصباني مي شوم و حرف ها قبل از اينکه بتوانم جلويشان را بگيرم سرازير مي شوند، وقتي بعد از تمام آن بحث ها گفتي که من عوض شدم که اگر تو ديگر هيچ صفت خوبي نداري من هم ديگر ويژگي خوبي برايم نمانده وقتي يا فرياد گفتم من همين جوري هم از تو بالاترم و تو تنها خيلي آرام گفتي: مي دانم. از خودم بدم آمد، چرا نمي توانم در اين جور مواقع هيچ چيز نگويم، چرا ياد نمي گيرم در بحث ها نبايد کسي را خرد کنم، کاش ياد بگيرم خودم را هميشه بالا نبينم و تا اين حد بي انصاف نباشم. مي دانم که انتهاي اين جاده جز تخريب نيست بايد جلوي اين تخريب را بگيرم اما کاش کمي همراه بودي، فقط کمي.

برچسب‌ها:

....................................................................................................